معنی مراعات کردن

معنی مراعات کردن

25 بازدید
[ مُ کَ دَ ] (مص مرکب) نگهداری کردن. مشفقانه مراقبت کردن : مراعات دهقان کن از بهر خویش.سعدی. غم جمله خور در هوای یکی مراعات صد کن برای یکی.سعدی. فقرا و تنگدستان را مراعات کن. (مجالس سعدی). || رعایت جانب و خاطر کسی کردن. ملاحظهٔ حال او کردن. پروای دیگران داشتن. در حق کسی توجه و عنایت داشتن : دیدی که هیچگونه مراعات من نکردی در کار من قدم ننهادی به پایمردی. خاقانی. نگویم مراعات مردم مکن کرم پیشه با مردم گم مکن.سعدی. || ملاحظه کردن. پروا کردن : اما دوستی بود ما را که برجای فرودآمدند و در دنبال ما نیامدند و مراعات کردند. (تاریخ بیهقی ص ۵۹۷).

کلمات هم‌قافیه با «مراعات کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید