معنی مرازیح
4 بازدید
[ مَ ] (ع ص) ابل مرازیح؛ شتران لاغر. (منتهی الارب). شتران مانده از لاغری. (ناظم الاطباء). مهزولة ساقطة رزاحی. رزحی. رزح. روازح. (اقرب الموارد). ناقه هائی که از درد یا لاغری فروافتند. جِ مرزاح. (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «مرازیح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یح» برای سرودن شعر