معنی مرابعة
6 بازدید
[ مُ بَ عَ ] (ع مص) بار با کسی برگرفتن. (تاج المصادر بیهقی). بار باکسی بر ستور نهادن. (فرهنگ خطی). دو کس دست یکدیگر گرفته تنگبار بر شتر نهادن چون مِربَعَة نباشد. (از منتهی الارب). دونفری با دست یا با چوب مربعة بار را بلند کردن و بر پشت چارپا نهادن. (از متن اللغة). مربعة به زیر بار کردن برای بر چارپا نهادن آن. (از اقرب الموارد). || بهارمزد کردن.(منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «مرابعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر