معنی مذکرة
5 بازدید
[ مَ کَ رَ ] (ع اِ) تذکره. یادداشت. || هر چیز که لایق و سزاوار یادآوری باشد. (ناظم الاطباء).[ مُ کَ رَ ] (ع ص) زن که به مردان ماند. (منتهی الارب) (ازناظم الاطباء). مُذَکَّرَة. متذکره. ذکره. (یادداشت مؤلف).[ مُ ذَکْ کَ رَ ] (ع ص) آن زن که بر خلقت مذکران بود. (مهذب الاسماء). زنی که بر خلقت مردان بود. (منتهی الارب). زن متشبه به ذکور. متذکرة. (اقرب الموارد) (از متن اللغة). ذکرة. (متن اللغة). || بلای سخت. (منتهی الارب). داهیهٔ شدیده. (اقرب الموارد). || ناقة مذکرة؛ ماده شتر ماننده به نر در خَلق و خُلق. (از منتهی الارب). ناقهٔ شبیه به جمل. (از اقرب الموارد). || ناقة مذکرة الثنیا؛ ماده شتر بزرگ سر. (منتهی الارب).[ مَ ذَکْ کِ رَ ] (ع اِ) آنچه حفظ کنند یا بنویسند برای تذکار. یادداشت. (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «مذکرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر