معنی مذکار
5 بازدید
[ مِ ] (ع ص) آن زن که همه بچهٔ نر زاید. (مهذب الاسماء). نرزاینده. (دستورالاخوان). زن که همه پسر زاید و عادتش پسر زادن باشد. (منتهی الارب) (از متن اللغة). و کذلک الرجل. (از اقرب الموارد). مرد و زنی که همیشه از او پسر حاصل شود. (فرهنگ خطی). مقابل مئناث. (یادداشت مؤلف). ج، مذاکیر. (مهذب الاسماء). || زمینی که گیاه درشت و غلیظ و خشن رویاند یا در آن گیاه نروید و معنی نخستین غالب است. (از متن اللغة): ارض مذکار؛ تنبت ذکورالبقل. (اقرب الموارد). || فلات مذکار؛ دشت هولناک که در آن جز مردان دلاور نروند. (منتهی الارب). فلات هولناکی که آن را جز مردان نتوانند پیمود. گفته اند: و انفض الارض انها مذکار. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مذکار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر