معنی مدیونه
5 بازدید
[ مَ دْ نَ ] (ع ص) تأنیث مدیون. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به مدیون شود. || (اِ) داه. کنیز. (ناظم الاطباء). || (اِخ) قبیله ای از بربر. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «مدیونه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر