معنی مدیون
3 بازدید
[ مَ دْ ] (ع ص) مرد وامدار. مرد بسیاروام. (منتهی الارب). قرض دار. (غیاث اللغات). بدهکار. وامدار. غریم. مقروض. داین. نعت است از دین : بس کس از عقد زنان قارون شده دیگری از عقد زن مدیون شده.مولوی.
کلمات همقافیه با «مدیون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر