معنی مدنر
6 بازدید
[ مُ دَنْ نَ ] (ع ص) دینار مدنر؛ دینار سکه زده. (منتهی الارب). مضروب. (متن اللغة). || رجل مدنر؛ مرد بسیاردینار. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). کثیرالدنانیر. (از متن اللغة). || اسب با خجک هاء زائد از ابرش. (منتهی الارب). اسبی که در وی نقطه های بیش از ابرش باشد. (از متن اللغة). || ثوب مدنر؛ منقوش به نقوش چون دینار. جامه با نقش های دینار. به اشکال دینار نگارکرده. به نقش دینارکرده. (یادداشت مؤلف) (از اقرب الموارد). || متلألأ. تابان. (یادداشت مؤلف): دنر وجهه؛ اشرق و تلألأ کالدینار. (متن اللغة).
کلمات همقافیه با «مدنر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نر» برای سرودن شعر