معنی مدلی
6 بازدید
[ مُ ] (ع ص) اسب و غیر آن که نره برآورد برای کمیز انداختن یا جستن بر ماده. (آنندراج). اسبی که نره اش را برآورد و آن را بحال نخستین برنگرداند و این عیبی زشت است تا بدان حد که بر چنان اسبی سوار نشوند. (از صبح الاعشی ج ۲ ص ۲۸). رجوع به اِدْلاء شود. || کسی که حجت و دلیل می آورد. (ناظم الاطباء). دلیل آورنده. رجوع به اِدْلاء شود. || زشت گوینده در حق کسی. رجوع به اِدْلاء شود. || وسیله و خویشی جوینده به قرابت رحم. رجوع به اِدْلاء شود. || مال دهنده کسی را (آنندراج). رجوع به اِدْلاء شود.[ مُ دَلْ لی ] (ع ص) آنکه درمی آورد کسی را به حالت ناپسند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مدلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر