معنی مدغفق
6 بازدید
[ مُ دَ فِ ] (ع ص) بسیار ریزندهٔ آب. که آب بسیار ریزد. (از متن اللغة). نعت فاعلی است از دغفقة. || باران سخت بارنده در ابتدا. (آنندراج) (از متن اللغة). بارانی که در آغاز سخت بارد. (ناظم الاطباء). || که بپاشد و انفاق کند مال خویش را. (از متن اللغة). رجوع به دغفقه و دغفان شود. || ماء مدغفِق؛ مصبوب. (متن اللغة). || عام مدغفق؛ سال ارزانی و فراخی. (منتهی الارب). مخصب. (اقرب الموارد). || عیش مدغفق؛ زندگانی فراخ. (ناظم الاطباء) (آنندراج). رجوع به دغفق شود.
کلمات همقافیه با «مدغفق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فق» برای سرودن شعر