معنی مدعاة
5 بازدید
[ مَ ] (ع مص) به طعام خواندن. (منتهی الارب). به دعوت خواندن. (تاج المصادر بیهقی). دعوت کردن از کسی به صرف غذا. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). دعوة. (اقرب الموارد). || (اِ) میهمانی. (مهذب الاسماء). دعوت به طعام و شراب. (از متن اللغة). ج، مداعی. || داعیة. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مدعاة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر