معنی مدعا

معنی مدعا

5 بازدید
[ مُ دْ دَ ] (ع ص، اِ) هر آنچه ادعا کرده می شود و طلب کرده می شود. (ناظم الاطباء). دعوی کرده شده. (فرهنگ فارسی معین). موضوع ادعا. موضوع دعوی. رجوع به مُدَّعی ََ شود. || مراد. آرزو. خواهش. مقصود. اراده. درخواست. غرض. (ناظم الاطباء). رجوع به مُدَّعی ََ شود: هرگونه مطلب و مدعائی که داشته به اجابت مقرون گشت. (عالم آرا، از فرهنگ فارسی معین). || فرمان و نیت. (ناظم الاطباء). || موضوع. (فرهنگ فارسی معین). - پرمدعا؛ طماع. (ناظم الاطباء). - || پرحرف. یاوه گو. (ناظم الاطباء). - مدعا به؛ خواسته. (لغات فرهنگستان). که مورد دعوی قرار گرفته است. - مدعا علیه؛ ادعاکرده شده بر او و گناهکار. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «مدعا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «عا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید