معنی مدرور
2 بازدید
[ مَ ] (ع ص) نر و لاس. کام و زبانه: المدرور -کمنصور -هو الذی یکون لکل واحدالعظمین اسنان کالمنشار و، یترکب احدهما بالاخر کما یرکب الصفارون صفانح النحاس. (بحرالجواهر از یادداشت مؤلف). رجوع به نر و لاس و نر و ماده شود.
کلمات همقافیه با «مدرور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر