معنی مدرهم
4 بازدید
[ مُ دَ هَ ] (ع ص) رجل مدرهم؛ مرد بسیاردرهم. (منتهی الارب). بسیاردرم و مالدار. (مهذب الاسماء) (دستورالاخوان) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || صاحب شکل مستدیر چون درهم. (یادداشت مؤلف): هی [ اکلیل الملک ] حشیشة ذات ورق مدرهم. (ابن بیطار، یادداشت مؤلف). || به صورت درهم نگارکرده. به نقش درهم کرده. (یادداشت مؤلف).[ مُ رَ هِ م م ] (ع ص) شیخ مدرهم؛ پیر برجای مانده. (منتهی الارب). سخت پیر. (مهذب الاسماء). پیر سالخورده که دندانهایش بر اثر کثرت سن فروریخته است. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مدرهم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هم» برای سرودن شعر