معنی مدربخ
6 بازدید
[ مُ دَ بِ ] (ع ص) کبوتر ماده که بر نر تن دردهد و رام گردد برای سفاد. (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از متن اللغة). نعت فاعلی است از دربخة. رجوع به دربخة شود. || مرد پشت خم کرده و فروتن. (ناظم الاطباء): دربخ الرجل؛ طأطأ رأسه و بسط ظهره. (از متن اللغة). رجوع به دربخة شود.
کلمات همقافیه با «مدربخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بخ» برای سرودن شعر