معنی مدخل

معنی مدخل

6 بازدید
[ مَ خَ ] (ع اِ) درون شو. جای درآمدن. راه درآمدن. موضع دخول. (یادداشت مؤلف). راه دخول. محل دخول. مقابل مخرج : خرد به جنب تو خواند آفتاب را مدخل بدانچه دست و دلت بود جود را مدخل. عثمان مختاری (از فرهنگ فارسی معین). حوضی که پیوسته آب در وی می آید و آن را بر اندازهٔ مدخل مخرجی نباشد، لاجرم از جوانب راه جوید. (کلیله و دمنه). مرد هشیار به جهد و کوشش مدخل ظفر و پیروزی بطلبد و به صبر و تجلد به مقصود رسد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۵۳). || گذرگاه. (یادداشت مؤلف). راه. روزن. در:
[ مُ خَ ] (ع اِ) جای درآوردن. (ترجمان علامهٔ جرجانی ص ۸۷). جای دخل کردن. (غیاث اللغات). || (مص) ادخال، مقابل اخراج. (از متن اللغة). داخل گردانیدن. (از اقرب الموارد). درآوردن کسی را. (منتهی الارب). || (ص) داخل کرده شده. (غیاث اللغات). مدخول. (متن اللغة). نعت مفعولی است از ادخال. رجوع به ادخال شود. || پسرخوانده. (منتهی الارب) (آنندراج). || لئیم. (اقرب الموارد). بخیل . (غیاث اللغات) (آنندراج). ناکس. (منتهی الارب). دعی در نسب. (یادداشت مؤلف). پست. فرومایه : مدخلان را رکاب زرآگین پای آزادگان نیابد سر.رودکی. نان آن مدخل ز بس زشتم نمود از پی خوردن گوارشتم نبود.رودکی. منم آنکه معروف گشته ست طبعم به مدخل نکوهی به مکرم ستائی. کریمی سمرقندی. خرد به جنب تو خواند آفتاب را مدخل بدانچه دست و دلت بود جود را مدخل. عثمان مختاری (از فرهنگ فارسی معین). آفتاب جودت از نور افکند بر مدخلی در زمان چون سایه بگریزد ز طبعش مدخلی. سوزنی.
[ مُ خِ ] (ع ص) آنکه داخل می کند و درمی آورد و درج می کند. (ناظم الاطباء). نعت فاعلی است از ادخال. رجوع به ادخال شود.
[ مُ دَخْ خَ ] (ع اِ) موضع دخول و درآمد. (ناظم الاطباء). جای درآمدن. (ترجمان علامهٔ جرجانی ص ۸۷). || شبه غار که در آن داخل شوند. (از متن اللغة).
[ مُ دَخْ خِ ] (ع ص) آنکه داخل می گردد. (ناظم الاطباء).
[ مِ خَ ] (ع اِ) کلید. (آنندراج) (ناظم الاطباء). مفتاح. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «مدخل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «خل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید