معنی مدحتگو
5 بازدید
[ مِ حَ ] (نف مرکب) مداح. مدیحه گو. مدحتگر. شاعر که مدح ممدوحی کند.
کلمات همقافیه با «مدحتگو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گو» برای سرودن شعر