معنی مدبرات
6 بازدید
[ مُ دَبْ بِ ] (ع ص، اِ) تدبیرکنندگان. چاره گران. جِ مدبرة. رجوع به مدبر و مدبرة شود. || فرشتگان و قوا. (از ناظم الاطباء). فرشتگانی که از آسمان فرودآیند. (فرهنگ خطی). || در فلسفهٔ اشراق، نفوس فلکیه و انسیه. (فرهنگ علوم عقلی). رجوع به حکمت اشراق ص ۱۴۷ و ۱۵۳ شود. - مدبرات انواع؛ ارباب انواع. رجوع به فرهنگ علوم عقلی و حکمت اشراق ص ۲۰۰ شود. - مدبرات سفلیه؛ نفوس ناطقه. رجوع به فرهنگ علوم عقلی و حکمت اشراق شود. - مدبرات علویه؛ نفوس ناطقهٔ فلکیه و عقول مجردهٔ عرضیه. رجوع به فرهنگ علوم عقلی و حکمت اشراق ص ۱۵۲ شود.
کلمات همقافیه با «مدبرات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر