معنی مداورة
5 بازدید
[ مُ وَ رَ ] (ع مص) معالجه کردن. (از منتهی الارب). علاج و چاره کردن کار را از جهات بسیار. (از متن اللغة). || گردیدن با کسی و نگریستن در کار که چگونه سرانجام دهد آن را. (از منتهی الارب). داوره؛ دار معه و لاوصه. (اقرب الموارد) (از متن اللغة). ملاوصة. رجوع به ملاوصة شود.
کلمات همقافیه با «مداورة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر