معنی مخیر

معنی مخیر

5 بازدید
[ مُ خَ یْ یِ ] (ع ص) اختیار به کسی دهنده. (غیاث) (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). کسی که اختیار می دهد. (ناظم الاطباء). || مرد نیکوتر و بسیار خیر کننده و سخی. (غیاث) (آنندراج). سخی و آنکه خیرات بسیار می کند و نیکوکار و مرد نیکوتر. (ناظم الاطباء). || آنکه برمی گزیند. (ناظم الاطباء) (فرهنگ جانسون). و رجوع به تخییر شود.
[ مُ خَ یْ یَ ] (ع ص) اختیارداده شده. (غیاث) (آنندراج) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء): در سجده نکردنش چه گویی مجبور بده ست یا مخیر.ناصرخسرو. به طوع خدمت شمشیر و حربهٔ تو کنند اگر شوند ز گردون مخیر آتش و آب. مسعودسعد (دیوان ص ۲۴). سلطنت و خلیفتی چون دو طرف نهاد حق پس تو میان این و آن واسطهٔ مخیری. خاقانی. راهی بسوی عاقبت خیر می رود راهی بسوی هاویه اکنون مخیری.سعدی. - مخیر کردن؛ اختیار دادن. مختار ساختن :
[ مَ ] (ع ص) شراب آمیخته. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || شیر آمیخته به آب. (از اقرب الموارد) (از محیط المحیط).

کلمات هم‌قافیه با «مخیر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید