معنی مخیده

معنی مخیده

5 بازدید
[ مَ دَ / دِ ] (ن مف) به رفتارآمده. (لغت فرس اسدی چ اقبال، ص ۵۱۲). || به معنی چسبیده رشیدی گفته به این جهت شپش را نیز مخنده گویند. چنانکه شیخ ابوجعفر طوسی در ترجمهٔ مصباح صغیر گفته. (آنندراج) (انجمن آرا). هر جانور خزنده مانند مار و دیگر حشرات. (ناظم الاطباء). و رجوع به مخنده شود. || طفل عاق و نافرمان پدر و مادر و خویشان. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون). || مجازاً به معنی خراب کرده. (غیاث) (آنندراج). || (اِ) جنبنده ای که در جامه افتد، گویند: مخیده درافتاد. (لغت فرس اسدی ایضاً).

کلمات هم‌قافیه با «مخیده»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ده» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید