معنی مخمصة
6 بازدید
[ مَ مَ صَ ] (ع مص) باریک میان کردن. (المصادر). خمصه الجوع خمصاً و مخمصة؛ باریک کرد او را گرسنگی. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). و رجوع به خمص شود. || (اِمص) گرسنگی. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (دهار چ بنیاد فرهنگ) (ترجمان القرآن). گرسنگی مفرط و سوزشی که از گرسنگی در شکم و سینه پیدا شود. (غیاث) (آنندراج). گرسنگی سخت و آن حالتی که از نخوردن عارض شود مانند حالتی که از پر خوردن روی دهد. (ناظم الاطباء). || (اِ) مجازاً به معنی غم عظیم اضطراب انگیز مستعمل است. (از آنندراج) (از غیاث). بدبختی و غم عظیم اضطراب انگیز. (ناظم الاطباء) در تداول گرفتاری و پیچیدگی در کار. هَچَل و غالباً با افتادن صرف شود. - در مخمصه افتادن؛ در هچل افتادن. گرفتار مشکلی سخت شدن.
کلمات همقافیه با «مخمصة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صة» برای سرودن شعر