معنی مخلاف
5 بازدید
[ مِ ] (ع ص) مرد بسیار خلاف کنندهٔ وعده. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || (اِ) روستا. ج، مخالیف. و منه مخالیف الیمن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). ناحیه. یقال فی کل بلد مخلاف؛ ای ناحیة. (ناظم الاطباء). مخلاف در یمن معادل کوره و رستاق است و به نام ساکنان آن اضافه میشود: مخلاف مادن و مخلاف مأرب. رجوع به معجم البلدان شود.
کلمات همقافیه با «مخلاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر