معنی مخفر
6 بازدید
[ مُ فِ ] (ع ص) فرستنده با کسی بدرقه را. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). کسی که بدرقه می فرستد و یا نگهبان می فرستد. (ناظم الاطباء). || شکنندهٔ پیمان و غدرکننده. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). شکنندهٔ عهد و پیمان. (ناظم الاطباء). و رجوع به اخفار شود.[ مُ خَ فْ فِ ] (ع ص) بدرقه و نگهبان شونده. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). دستگیر و حارس و نگهبان و دلیل و هادی. (ناظم الاطباء). || خجل کننده. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). آنکه خجل و شرمسار می کند. (ناظم الاطباء). و رجوع به تخفیر و مادهٔ قبل شود.
کلمات همقافیه با «مخفر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فر» برای سرودن شعر