معنی مخصص
6 بازدید
[ مُ خَ صْ صِ ] (ع ص) خاص کننده. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). آنکه خاص می گرداند. (ناظم الاطباء). || (اصطلاح فلسفی) مخصصات انواع، مقصود صور نوعیه است. (از فرهنگ علوم عقلی سیدجعفر سجادی ص ۵۴۵). و رجوع به صورت نوعی در همین لغت نامه شود. || در اصطلاح اصول، امری که عام را تخصیص دهد و از شمول آن بکاهد چنانکه {/B«لاََ تَأْکُلُوا مِمََّا لَمْ یُذْکَرِ اِسْمُ اَللََّهِ عَلَیْهِ » ۲-۹۶:۱۲۱/}(قرآن ۶/۱۲۱). مخصص {/B«خَلَقَ لَکُمْ مََا فِی اَلْأَرْضِ جَمِیعاً» ۳-۸۲:۲۹/}(قرآن ۲/۲۹) می باشد. || آنکه خورش می کند. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون).
کلمات همقافیه با «مخصص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صص» برای سرودن شعر