معنی مخدرات
5 بازدید
[ مُ خَ دْ دَ ] (ع ص، اِ) زنان پرده نشین. مأخوذ از خدر بالکسر که به معنی پرده است. (غیاث) (آنندراج). خانم های باحجاب و پرده نشین و پاکدامن و با شرم و حیا. (ناظم الاطباء): در عهد ایلک خان عقیله ای از مخدرات اولاد او از بهر امیر جلیل ابوسعید مسعود نامزد کرده بود. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ طهران ص ۳۹۵).[ مُ خَ دْ دِ ] (ع ص، اِ) ادویه که بیخوابی و سستی اندام آرد. (غیاث) (آنندراج). چیزهائی که اعضای آدمی را بی حرکت و سست میکند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مخدرات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر