معنی مختص
7 بازدید
[ مُ تَ ص ص ] (ع ص) خاص کرده. خاص گردیده. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). مخصوص شده و خاص شده. پسندشده و انتخاب شده. (ناظم الاطباء). ج، مُختَصّات. || مصاحب و همدم و مونس و دوست برگزیده. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون). و رجوع به اختصاص شود.
کلمات همقافیه با «مختص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تص» برای سرودن شعر