معنی مخالطة
6 بازدید
[ مُ لَ طَ ] (ع مص) با کسی آمیختن. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی) (ترجمان القرآن) (دهار). آمیزش کردن با کسی. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). خلاط. (ناظم الاطباء). رجوع به خلاط و مخالطت شود. || درآمیختن درد و آزار با کسی: خالطه الداء؛ آمیزش کرد با وی آزار. (منتهی الارب) (از آنندراج). خالطه الداء فلاناً؛ خامره. (محیط المحیط) (اقرب الموارد). || افتادن گرگ در گوسفندان. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از محیط الحمیط). || گائیدن زن را. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ذیل اقرب الموارد) (از محیط المحیط). و به همهٔ معانی رجوع به خلاط شود.
کلمات همقافیه با «مخالطة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طة» برای سرودن شعر