معنی مخاضات
5 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) (از «خ وض») جِ مَخاضَة: فکل مخاضات الفرات معاثر. (از اقرب الموارد): چون لشکر فیروز آن کثرت و شوکت ایشان دیدند خود را به حیل از آن مخاضات بیرون انداختند و شکسته و منهزم تا پیش فخرالدوله آمدند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ طهران ص ۱۰۲). و بعضی مخاضات می جستند تا خود را به جانب شرقی اندازند. (تجارب السلف هندوشاه ص ۲۹). و رجوع به مخاض و مخاضة شود.
کلمات همقافیه با «مخاضات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر