معنی مخاصرة
5 بازدید
[ مُ صَ رَ ] (ع مص) دست یکدیگر فراگرفتن. (زوزنی). دست یکدیگر گرفتن در رفتن. (تاج المصادر بیهقی). گرفتن دست کسی را در راه رفتن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). || رفتن دو کس از دو راه تا به یکجا باز به هم پیش آیند. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || رفتن سوی پهلوی یکدیگر. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). رفتن دو کس به پهلوی همدیگر. (ناظم الاطباء). || (اصطلاح فقهی) بیع میوهٔ درخت قبل از «بدو صلاح» (رسیدن) آن. و رجوع به ترکیب «بدو صلاح» ذیل «بدو» شود.
کلمات همقافیه با «مخاصرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر