معنی مخاشفة
5 بازدید
[ مُ شَ فَ ] (ع مص) سرعت کردن در شکستن عهد و امان. خاشف فی ذمته؛ سرعت کرد در شکستن عهد و امان. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). || راندن شتران را همه شب. خاشف الابل لیلة؛ راند شتران را همه شب. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). || آواز دادن تیر وقت رسیدن به هدف. خاشف السهم؛ آواز داد تیر وقت رسیدن به هدف. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مخاشفة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر