معنی مخاشاة
4 بازدید
[ مُ ] (ع مص) (از «خ ش ی») نبرد کردن با کسی به ترسیدن. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). با کسی نبرد کردن. (از تاج المصادر بیهقی). یقال خاشانی فخشیته. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || ترک کردن کسی را. (از ذیل اقرب الموارد): و خاشیت فلاناً؛ ای تارکته. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مخاشاة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر