معنی مخارم
5 بازدید
[ مَ رِ ] (ع اِ) راهها در زمین درشت. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || جِ مَخرِم. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب): تا به حدود جرجان افتاد و خود را در میان مخارم و آجام آن نواحی انداخت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۲۹۵). تا همگنان را در اکناف مخارم و اعطاف مآکم آواره گردانید. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ طهران ص ۳۲۳). اهل اسلام جمله حمله کردند و همه را در دهن آن مخارم ریختند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ایضاً ص ۳۵۵). || اوائل شب. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || عین ذات مخارم؛ ای ذات مخارج. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). چشمه ای که دارای مخارج باشد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مخارم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رم» برای سرودن شعر