معنی مخارجة
5 بازدید
[ مُ رَ جَ ] (ع مص) برآوردن شخصی از انگشتان خود آنچه خواهد و شخص دیگر مثل آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). و آن نوعی قمار است. (از اقرب الموارد). || وابخشیدن چیزی به تیر برآوردن. (زوزنی). وابخشیدن چیزی... (تاج المصادر بیهقی، نسخهٔ خطی کتابخانهٔ دهخدا ورق ۱۹۵ الف). || معاهده کردن با غلام خود که در آخر هر ماهی مواجب وی را برساند. (ناظم الاطباء): خارج غلامهُ؛ ای اتفقا علی ضریبة یردها علیه عند انقضاء کل شهر. (منتهی الارب). موافقت کردن مولا با بندهٔ خود که هر ماه بنده دخلی به مولا دهد. (از محیط المحیط). || آهنگ کردن دو گروه به سوی یکدیگر در جنگ. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون).
کلمات همقافیه با «مخارجة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جة» برای سرودن شعر