معنی مخارج
5 بازدید
[ مَ رِ ] (ع اِ) جمع غیرقیاسی خرج است، مفرد ندارد و ظاهراً در طی عبارات فارسی، و الا در عربی گویا مخارج به این معنی نیامده است و در این معنی گویا اخراجات و نفقات استعمال می کنند. (از قزوینی، یادداشتها ج ۲ ص ۱۶۹). آنچه را که شخصی از مال خود خرج می کند و به مصرف معیشت و زندگانی می رساند. (ناظم الاطباء): مداخل و مخارج گرجستان را ضبط کرده. (ظفرنامهٔ یزدی ج ۲ ص ۳۷۱). در ذکر مواجب و تیول امراء سرحد... و مجمل مداخل و مخارج ایران. (تذکرة الملوک چ دبیرسیاقی ص ۷۲). در ذکر خلاصهٔ مداخل و مخارج ولایات ایران. (تذکرة الملوک ایضاً ص ۸۷). || جِ مخرج. (ناظم الاطباء). - مخارج حروف؛ (اصطلاح صرفی و تجویدی) آن جزء از دهن و یا حلق که از آن جا حروف خارج شده و ادا می شود. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون). و رجوع به مخرج شود.
کلمات همقافیه با «مخارج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رج» برای سرودن شعر