معنی محکمعزیمت
6 بازدید
[ مُ کَ عَ مَ ] (ص مرکب) استوارعزم. که عزمی راسخ دارد. که عزم او دگرگون نشود. با عزم راسخ : محکم عزیمت بود در پیروی خدای رب العالمین. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۱۰).
کلمات همقافیه با «محکمعزیمت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مت» برای سرودن شعر