معنی محوقة
4 بازدید
[ مِ وَ قَ ] (ع اِ) مکنسه. جاروب. (آنندراج) (منتهی الارب).[ مَ قَ ] (ع ص) ارض محوقة؛ زمین کم نبات به جهت قلت باران. (منتهی الارب). زمین کم گیاه از کمی باران. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «محوقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر