معنی محمدرضا
6 بازدید
[ مُ حَ مْ مَ رِ ] (اِخ) (سید...) شبر از علمای قرن سیزدهم هجری. او راست تفسیری بر قرآن کریم. وی به سال ۱۲۳۰ هـ . ق. در کاظمین درگذشت و همانجا به خاک سپرده شد. (از ریحانة الادب).[ مُ حَ مْ مَ رِ ] (اِخ) محمدمیرزا متخلص به افسر پسر سیزدهم فتحعلیشاه قاجار. به سال ۱۲۱۱ هـ . ق. متولد و در سال ۱۲۷۷ هـ . ق. درگذشت. در سال ۱۲۳۴ هـ . ق. که خسروخان گرجی حاکم گیلان بود گیلانیان از وی شکایت کردند و حکومت محمدرضامیرزا را از دولت درخواست نمودند، خسروخان از حکومت گیلان معزول و محمدرضامیرزا بجای وی منصوب گردید. چون محمدرضامیرزا به صوفیه و دراویش نعمت اللهی گرویده بود و در مدت حکومت خود در گیلان جمعی از این طائفه دور او را گرفته بودند از این بابت برای فتحعلیشاه توهماتی روی داد و به دستور فتحعلیشاه شاهزاده و اطرافیانش احضار شدند و در لوشان به نزد شاه رسیدند. شاه بعضی از آنان را تنبیه و بعد فاضل خان گروسی جارچی باشی را مأمور نمود که به همدان رفته حاج جعفر کبودراهنگی مجذوبعلی شاه را که مرشد شاهزاده بود ده هزارتومان مصادر نمایند و ضمناً عبداللََّه خان امین الدوله نیز برای رسیدگی و تفریغ محاسبات گیلان مأمور رشت شد.[ مُ حَ مْ مَ رِ ] (اِخ) حاج میرزا محمدرضا مستوفی سبزواری فرزند محمد ابراهیم. در ابتدا لقبش مستشارالتولیه بود و بعد در سال ۱۲۸۴ هـ . ق. لقبش به لقب مستشارالملکی تبدیل یافت. ترقی میرزا محمدرضا از سال ۱۲۷۳ هـ . ق. شروع گردید به این معنی که در این سال استیفاء و سررشته داری کل مالیات خراسان به او محول و در سال ۱۲۷۶ هـ . ق. رسماً به سمت ریاست دفتر خراسان منصوب شد. در سال ۱۲۸۶ هـ . ق. که حمزه میرزا حشمت الدوله برای بار سوم حکمران خراسان شد مستشارالملک به وزارت و پیشکاری (معاونت) او برقرار گردید. در سال ۱۳۰۱ هـ . ق. که میرزا عبدالوهاخان آصف الدوله شیرازی به سمت استانداری خراسان و تولیت آستان قدس رضوی تعیین شد چون نظر خوبی با مؤتمن السلطنه نداشت میرزا شفیع خان گرگانی را با لقب مستشارالملکی به سمت وزارت خراسان به همراه خود برد و مؤتمن السلطنه از کار برکنار شده به تهران آمد. پس از چندی اقامت در تهران صحبت صدارتش در میان بود رقبای وی برای اینکه به او لطمه وارد آورند شهرت دادند که برادر بزرگش میرزا علیرضا به تبلیغ ملاحسین بشرویه ای و خودش بنابر تبلیغ ملامحمدصادق مقدس خراسانی بابی شده و جزو پیروان سیدعلی محمدباب گردیده است به این مناسبت قدری در انظار مطرود و منفور بود و این موضوع او را خیلی عقب انداخت و جز اتهام چیز دیگری نبود. سرانجام در ضمن عضویت داشتن در دارالشواری کبری دولتی به حکومت کاشان انتخاب شد. در سال ۱۳۰۳ هـ . ق. از طرف شاه به خطاب جنابی نائل گردید. در اواسط ذیقعدهٔ سال ۱۳۰۴ هـ . ق. که محمدتقی میرزا رکن الدوله برادر صلبی ناصرالدینشاه برای بار چهارم والی خراسان و متولی آستان قدس رضوی شد مؤتمن السلطنه نیز بجای میرزا شفیع مستشارالملک به سمت پیشکاری منصوب و با او به خراسان رفت و پیشکاری این بار وی تا سال ۱۳۰۸ هـ . ق. به طول انجامید و در این سال در ماه ربیع الثانی درگذشت و در حرم امام رضا(ع) در مقبرهٔ خاصهٔ خویش در قسمتی که به دارالسیادة معروف است به خاک سپرده شد. (از تاریخ رجال ایران).[ مُ حَ مْ مَ رِ ] (اِخ) محمدرضاخان شیرازی قوام الملک سوم پسر میرزا علی محمدخان قوام الملک دوم. در سال ۱۲۶۸ هـ . ق. در شیراز متولد و در سال ۱۲۸۸ هـ . ق. به سمت کلانتری و بیگلربیگی فارس تعین شد و در سال ۱۳۰۱ هـ . ق. پس از درگذشت پدرش ملقب به قوام الملک شد و در ماه صفر ۱۳۲۵ هـ . ق. در خانهٔ شخصی خود به ضرب گلولهٔ نعمةاللََّه نوکر معتمد دیوان در سن ۵۷سالگی به قتل رسید. مردی نسبةً باسواد و با تعین ولی جاه طلب و متکبر بوده، با حسینقلی خان مافی نظام السلطنه والی فارس زد و خوردهای خونین کرد و از محمدتقی میرزا رکن الدوله برادر ناصرالدینشاه چوب خورد و یک سال در تهران در حال تبعید و سرگردانی بسر برده است، سرانجام به امین السلطان پناه میبرد و او پشتیبان وی میشود و از او نگهداری میکند. (از تاریخ رجال ایران).[ مُ حَ مْ مَ رِ ] (اِخ) سیدمحمد رضا از اهالی برازجان فارس معروف به مساوات در اوائل عمر در شیراز مشغول تحصیلات بود بعد به تهران آمد و اغلب با میرزانصراللََّه خان دبیرالملک پسر حاجی محمدحسین خان جبه دارباشی شیرازی ساکن تهران امرار وقت میکرد و در نزد میرزاابوالحسن جلوه حکیم معروف تحصیل مینمود. در موقعی که علمای تهران در تاریخ ۱۳۲۳ هـ . ق. برای ضدیت با عین الدوله و مطالبهٔ اصلاحات اساسی در زاویهٔ حضرت عبدالعظیم متحصن بودند او هم جزو سایر علماء در آنجا بود. بعد از آمدن به تهران شب نامه های او برای رساندن مطالب حقه به گوش اهالی، در تاریخ مشروطیت ایران یکی از مسائل عمده است. در دورهٔ اول مشروطیت روزنامهٔ مساوات را منتشر میکرد بدین جهت به مساوات معروف شد. پس از توپ بستن مجلس در سال ۱۳۲۶ هـ . ق از ترس دستگیر شدن، پنهانی از تهران مسافرت کرد و با زحمات زیاد از راه مازندران و گیلان خود را به تبریز رساند و با سایر مشروطه خواهان مشغول امورات ملی شد. و بعد به تهران آمد و به اتفاق سیدعبدالرحیم خلخالی روزنامهٔ مساوات را انتشار داد. ادوارد براون در کتاب انقلاب ایران تألیف خود می نویسد: «از چهار تن باقی مانده سید محمدرضا (مساوات) موفق به فرار گردیده ویلان و سرگردان در حداکثر گرسنگی و بینوائی طاقت فرسائی در مازندران و گیلان می گذرانید و سرانجام خوشبختانه به جای امنی رسید سپس به تبریز رفته در آنجا روزنامهٔ مساوات را اشاعه میداده است». در سال ۱۳۲۶ هـ . ق. روزنامهٔ مساوات بطور هفتگی در تبریز طبع و منتشر میشد. در دورهٔ دوم مجلس از طرف اهالی تبریز و در دورهٔ سوم از تهران به نمایندگی مجلس انتخاب گردید و در سال ۱۳۳۴ هـ . ق. با مهاجرین از تهران حرکت کرد و به خارج مملکت رفت. (از تاریخ رجال ایران).
کلمات همقافیه با «محمدرضا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضا» برای سرودن شعر