معنی محمدحسین
5 بازدید
[ مُ حَ مْ مَ حُ سَ ] (اِخ) ابن عبدالرحیم طهرانی رازی. از فقهای امامیه بود که سالها در کربلا رحل اقامت افکند و به تدریس فقه و اصول اشتغال داشت. مؤلف روضات الجنات در شرح حال شیخ محمدتقی طهرانی رازی نویسد که او برادری داشت فاضل به نام شیخ محمد حسین مؤلف کتاب الفصول فی العلم الاصول که از بهترین و جامع ترین کتب اصول فقه می باشد. طهرانی رازی در سال ۱۲۶۱ در شهر کربلا فوت نمود. (از معجم المطبوعات ج ۲ ص ۱۶۴۹) (الاعلام زرکلی ج ۳ ص ۸۹۱) (روضات الجنات ج ۱ ص ۱۳۱).[ مُ حَ مْ مَ حُ سَ ] (اِخ) (... خان علوی) او در مائهٔ دوازدهم هجری می زیسته است و او راست: کتاب مخزن الادویه. (یادداشت مرحوم دهخدا).[ مُ حَ مْ مَ حُ سَ ] (اِخ) میرزا محمدحسین سیفی قزوینی ملقب به عمادالکتاب. از اساتید خوشنویس خط نستعلیق است. در ۱۲۸۵ هـ . ق. در قزوین متولد شد، شاهنامهٔ معروف به امیربهادری و اوصاف الاشراف خواجه نصیرالدین طوسی به خط اوست. وی چندی به معرفی کریم دواتگر در کمیتهٔ مجازات میرزا ابراهیم خان منشی زاده به تحریر بیانیه ها پرداخت، پس از دستگیری اعضاء آن کمیته میرزا محمدحسین زندانی گردید. پس از آزاد شدن در سال ۱۳۰۴ خورشیدی در دفتر مخصوص رضاشاه مأمور تحریر شد تا در سال ۱۳۱۵ خورشیدی در تهران در سن ۷۰سالگی جان به جان آفرین تسلیم کرد. (رجال بامداد ج ۳ ص ۳۸۲).[ مُ حَ مْ مَ حُ سَ ] (اِخ) (میرزا...) فروغی متخلص به ادیب و ملقب به ذکاءالملک اول. رجوع به فروغی شود.
کلمات همقافیه با «محمدحسین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر