معنی محقرات
6 بازدید
[ مُ حَ قْ قَ ] (ع ص، اِ) جِ محقرة. ناچیزها و چیزهای خرد و ریزه. (ناظم الاطباء). ریزگان. (منتهی الارب). صغایر. (تاج العروس): طغرل بک... پیغام. به خلیفه فرستاد که... به هر وقت به محقرات و جزویات دیوان عزیز را... ابرام نباید نمود. (سلجوقنامهٔ ظهیری ص ۲۰).
کلمات همقافیه با «محقرات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر