معنی محفورة
4 بازدید
[ مَ رَ ] (ع اِ) به معنی زیلو و قطیفهٔ خواب دار که مردم فرش خانه و غیره کنند. (معجم البلدان ۴: ۱۴۴). رجوع به حواشی راحةالصدور از محمد اقبال و یادداشت های قزوینی ج ۷ ص ۵۴ و نیز رجوع به محفور و محفوری شود.
کلمات همقافیه با «محفورة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر