معنی محط کردن
6 بازدید
[ مَ حَ طط کَ دَ ] (مص مرکب) توقف در یک نُوت. (بجای محط کردن به اصطلاح جدید میگویند فرود نمودن) (تعلیقات بهجت الروح ص ۱۳۱):
کلمات همقافیه با «محط کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر