معنی محراک
6 بازدید
[ مِ ] (ع اِ) چوب آتش کاو. (منتهی الارب). محراث. محرث. (منتهی الارب). چوبی که بدان آتش بهم زنند. (یادداشت مرحوم دهخدا). - دویت شوره. دوات شور. آب دوات کن. دویت آشور. (یادداشت مرحوم دهخدا). - (ص) بسیار حرکت دهنده. (غیاث) (آنندراج). - یکی از نامهای اسرافیل. (آنندراج) (غیاث): بشنو اکنون ماجرای خاک را که چه میگوید فسون محراک را.مولوی. - بسیار افسوس کننده. (غیاث) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «محراک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اک» برای سرودن شعر