معنی محتکر
5 بازدید
[ مُ تَ کِ ] (ع ص) نعت فاعلی از احتکار. غله نگاهدارنده تا به گرانی فروشد. (از منتهی الارب). حَکر. انبارکننده. انباردار. غله فروش که به نیت گرانی غله را نگاهدارد. (غیاث). آنکه غله را بنهد تا گران شود آنگاه بفروشد. متربص. بندار. (یادداشت مرحوم دهخدا). آنکه غله بنهد امید گرانی را. (مهذب الاسماء).[ مُ تَ کَ ] (ع ص) حُکَر. غله که نگاهدارند تا به گرانی فروشند. (از منتهی الارب). غلهٔ انبارشده برای گران فروختن.
کلمات همقافیه با «محتکر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کر» برای سرودن شعر