معنی محتوی
4 بازدید
[ مُ تَ ] (ع ص) نعت فاعلی از احتواء. گرداگرد فراگیرنده و از هر سوی به چیزی فرازآینده. (از منتهی الارب). فراگیرنده و کسی یا چیزی که فرا می گیرد. فرازآینده بر چیزی. (ناظم الاطباء). گرداگرد گیرنده. (غیاث) (آنندراج). محیط شونده. (آنندراج). - شامل شونده. (ناظم الاطباء). دربردارنده. - گردآورنده و جمع کننده. (منتهی الارب): بی ز استعداد بر کانی روی بر یکی حبه نگردی محتوی.مولوی.[ مُ تَ وا ] (ع ص) نعت مفعولی از احتواء. محصور و محاط و گرداگرد فروگرفته شده. - در برداشته شده. جمع آمده. گرد شده. - محتوای چیزی؛ درون و داخل آن. آنچه در آن است.
کلمات همقافیه با «محتوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر