معنی محبور
3 بازدید
[ مَ ] (ع ص) خوش و شادمان. (آنندراج). شاد و شادمان و خرم و مسرور و کامران. - جلدی که در آن نشان گزیدگی کیک و جز آن باقی باشد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «محبور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر