معنی محامات
5 بازدید
[ مُ ] (از ع، اِمص) حمایت کردن. محاماة: فی الجمله ارکان و سران بر موافقت سلطان در معاطات کؤوس [ از ] محامات نفوس مهمل ماندند. (جهانگشای جوینی ج ۲ ص ۱۸۶). رجوع به محاماة شود. - محامات بر ضیف؛ نیک قیام کردن به مهمانی مهمان. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «محامات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر