معنی محاماة
4 بازدید
[ مُ ] (ع مص) حماء. از کسی دفع کردن چیزی را. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). از کسی ذب کردن. (تاج المصادر بیهقی) (المصادر زوزنی) (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ذیل محامات). - نگاه داشتن کسی را، یقال حامیت عنه و حامیت علی ضیفی؛ نیک قیام کردم به مهمانی مهمان. (از منتهی الارب). کسی را نگاه داشتن. (المصادر زوزنی).
کلمات همقافیه با «محاماة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر