معنی محالدار
3 بازدید
[ مَ ] (نف مرکب) به اصطلاح مردم هند، صاحب منصبی که در تحت حکم کوتوال باشد و حافظ امنیت شهر و مانع از تعدیات مردم. سرهنگ پلیس. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «محالدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر