معنی محافظ
6 بازدید
[ مُ فِ ] (ع ص) نگهبانی کننده. (آنندراج). نگهبان. (ناظم الاطباء). حافظ. حفیظ. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). پاسبان و حارس. - دستگیر و حامی. - فرمان گزار. - حاکم. - ناظر. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «محافظ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فظ» برای سرودن شعر